حسين قرچانلو
67
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
كوتاه تأليفات بقراط ، جالينوس ، ارسطو ، اقليدس ، مارينوس صورى ، بطلميوس و . . . را كه بنياد اساسى دانش يونان بود ، به زبان عربى ترجمه كردند و اندكى بعد بطلميوس در ميان جغرافيادانان موقعيتى ممتاز يافت ؛ زيرا با ترجمهء آثار وى دوران تازهاى در تاريخ نجوم و جغرافياى مسلمانان آغاز شد . با اطمينان مىتوان گفت كه دو تأليف بزرگ او يكى الجامع و ديگرى المدخل الى الجغرافيا كه معمولا به نام كتاب الجغرافيا شهره است ، بيشتر از همهء آثار وى مورد توجه بوده است . الجامع در ميان اعراب به المجسطى شهرت يافت كه چندينبار در دورهء عباسيان ترجمه شد . نخستين ترجمهء آن كه به « نقل قديم » معروف است ، به دستور يحيى برمكى ( م . 190 / 805 ) انجام شد . اين ترجمه از روى متن سريانى صورت گرفت و در دسترس منجمانى چون بتّانى و عبد الرحمن صوفى قرار گرفت ، ولى به اتفاق آراء اين ترجمه ارزش چندانى نداشته است ؛ اما ترجمه حجّاج بن يوسف بن مطر كه در دوران مأمون در حدود سال 212 انجام شد بهتر است . مأخذ اين ترجمه نيز متن سريانى بوده است . همچنين حنين بن اسحاق ( 194 - 260 / 810 - 873 ) نيز اين كتاب را ترجمه كرده است كه بعدها ثابت بن قرّهء حرانى ( 288 - 319 / 834 - 901 ) ترجمهء او را دستكارى كرد . ترجمههاى عربى اين كتاب در اروپاى قرون وسطى نقش مهمى داشت و نخستينبار متن عربى المجسطى را ژرارد قرمونهاى از سال 1175 ميلادى به بعد به زبان لاتين ترجمه كرد . « 1 » مجسطى شامل سيزده مقاله به شرح ذيل است : مقالهء اوّل درباره مقدماتى چون استدلال بر كرويت آسمان و زمين و ثابت بودن زمين در مركز عالم ؛ مقاله دوم ، دربارهء تفاوت اختلاف عرضهاى بلاد مانند طول روز و شب و ارتفاع قطب و مطالع در اقليمهاى مختلف ؛ مقاله سوم درباره تعيين زمان رسيدن خورشيد به نقاط اعتدال و انقلاب و سپس اندازهء سال شمسى و . . . ؛ مقاله چهارم درباره حركات معتدل ماه در طول و عرض و . . . ؛ مقاله پنجم درباره اختلاف حركات ماه و حساب آن و . . . ؛ مقالهء ششم درباره اجتماع و استقبال نيّرين و كسوفهاى آنها ؛ مقاله هفتم دربارهء ستارگان ثابت ؛ مقاله هشتم دربارهء ستارگان ثابت و تعيين طول و عرض
--> ( 1 ) . همان ؛ ص 89 و 90 .